الفيض الكاشاني

700

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

غزل ديگر اگر فيض بگويد بد نيست * شرح حال دگران را كه غم جان همند ( 239 ) اين فقيهان كه به ظاهر همه اخوان همند * گر به باطن نگرى دشمن ايمان همند جگر خويش و دل هم ز حسد مىخايند * پوستين بره پوشيده و گرگان همند تا كه باشند در اقليم رياست كامل * در شكست هم و جويندهء نقصان همند واعظان گرچه بليغند و سخن‌دان ليكن * گفتن و كردن اين قوم كجا آن همند آه ازين صومعه‌داران تهى از اخلاص * كز حسد رهزن اخلاص مريدان همند ساده‌لوحان كه ندارند ز ادراك نصيب * رسته‌اند از همه آفات و محبّان همند زاهد و عابد و عارف همه بر درگه حق * خواجه‌تاشان هم و بنده « 1 » سلطان همند خوبرويان جهان مظهر لطفند ولى * مست چشمان هم و خستهء مژگان همند دردمندان مجازى كه جگر سوخته‌اند * چون نشستند به هم شمع شبستان همند گاه سازند به هم گاه ز هم مىسوزند * همدمانند گهى گاه رقيبان همند

--> ( 1 ) - چ ش : خواجه شانان ، چ پ ، چ ش : بنده و سلطان .